اینجا همه چیز درهمه

اینجا همه چیز درهمه

آموزش کسب درآمد از وبلاگ صد درصد تضمینی معرفی بهترین سایتهای کسب درآمد از اینترنت کسب و کار اینترنتی - کسب درآمد از سایت های کلیکی ایرانی
اینجا همه چیز درهمه

اینجا همه چیز درهمه

آموزش کسب درآمد از وبلاگ صد درصد تضمینی معرفی بهترین سایتهای کسب درآمد از اینترنت کسب و کار اینترنتی - کسب درآمد از سایت های کلیکی ایرانی

کوفته ترکی


یکی از کباب های خوشمزه ترکیه ای یا به قول خودشون کوفته
tekirdağ köftesi
مواد لازم : ( من این مقدارو نصف کردم )
گوشت چرخ کرده : ١ کیلوگرم
نان تست : ٣ ورق
پیاز : ١ عدد
زیره : ١/٢ ق چای غذاخوری
نمک : ١/٢ ق غذاخوری
سیر : ٣ حبه
تمام این مواد رو با هم چرخ می کنیم یا در غذاساز با هم مخلوط می کنیم 
سپس :
جوش شیرین : ١ ق چای خوری ( من استفاده نکردم )
فلفل سیاه : ١ ق چای خوری
فلفل قرمز : ١ ق چای خوری
این موادرو به مخلوط گوشت اضافه می کنیم و خوب ورز میدیم ...
سپس:
تخم مرغ : ٢ عدد 
آرد سمولینا ( ایرمیک ) : ٢ ق غذاخوری
این مواد رو هم به مخلوط اضافه می کنیم ، خوب ورز میدیم و توی یک ظرف در بسته یک شب در یخچال استراحت میدیم 
بعد گوشت هارو به اندازه و شکلی که در عکس می بینید ، فرم میدیم و سرخ می کنیم 
خیلی ترد و خوشمزه شده بود ، جای همگی خالی .....زری

یکی از کباب های خوشمزه ترکیه ای یا به قول خودشون کوفته

tekirdağ köftesi

مواد لازم : ( من این مقدارو نصف کردم )
گوشت چرخ کرده : ١ کیلوگرم
نان تست : ٣ ورق
پیاز : ١ عدد
زیره : ١/٢ ق چای غذاخوری
نمک : ١/٢ ق غذاخوری
سیر : ٣ حبه
تمام این مواد رو با هم چرخ می کنیم یا در غذاساز با هم مخلوط می کنیم 
سپس :
جوش شیرین : ١ ق چای خوری ( من استفاده نکردم )
فلفل سیاه : ١ ق چای خوری
فلفل قرمز : ١ ق چای خوری
این موادرو به مخلوط گوشت اضافه می کنیم و خوب ورز میدیم ...
سپس:
تخم مرغ : ٢ عدد 
آرد سمولینا ( ایرمیک ) : ٢ ق غذاخوری
این مواد رو هم به مخلوط اضافه می کنیم ، خوب ورز میدیم و توی یک ظرف در بسته یک شب در یخچال استراحت میدیم 
بعد گوشت هارو به اندازه و شکلی که در عکس می بینید ، فرم میدیم و سرخ می کنیم 
خیلی ترد و خوشمزه شده بود 

آیا میدانستید ؟

آیا میدانید اسیدهای چرب ترانس در چیپس پس از حرارت مکرر سرطان زا می شود
آیا میدانید سس مایونز از همه غذاها مضرتر برای صدمه به پوست و جوش صورت است
آیا میدانید بهترین نوشابه سکنجبین است که ترکیب مقداری عسل سرکه و . . . می باشد
آیا میدانید رنگهای افزودنی در نوشابه ها, ساندیس ها, کیکها, آدامسها و همه سرطان زا هستند
آیا میدانید گوشت مرغ وماهی های پرورشی با هورمونها هستند که عوارض متعدد به بار می آورند

آیا میدانید سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود
آیا میدانید در نان باگت برای متخلخل شدن از پودرهای بکینگ یا جوش شیرین زیاد استفاده می شود که در گمرکها با علامت مرگ وارد می شود
آیا میدانید نان های مصرفی بدلیل فاقد سبوس بودن از مهمترین قسمت ریز مغذی که گروه ویتامینهای(ب) می باشند محرومند و نان باگت بدترین نانهاست
آیا میدانید ساندیسها, نوشابه ها, بیسکویتها, کیکها و با قندهای مصنوعی چون ساخارین که ۱۰۰۰ برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته می شود که دشمن کبد و کلیه می باشد
آیا میدانید ماده مخدر بنام COLA( پپسی کولا, کوکا کولاو ) در اکثر نوشابه ها وجود دارد که کافئین و کارامل از این دست هستند
آیا میدانید سرکه های صنعتی از اسید استیک محلول در آب بعلاوه اسانسها و رنگها هستند که همگی بسیار مضرند
آیا میدانید قیمت روغن ها مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود ۱۲ الی ۱۵ هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار ۹۰۰ الی ۸۰۰ تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزانتر است
آیا میدانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاهای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و می شود که کشنده است
آیا میدانید جهت براق شدن خیار گلخانه ای از روغن مالی استفاده و خیار گلخانه ای بدلیل ندیدن نور خورشید سرطان زا و خطرناک اند
آیا میدانید موز بجای هوای گرم جنوب در گلخانه های شهرهای مختلف از جمله شهرهای شمالی آن هم توسط کاربیت در ظرف چند روز بطور انبوه به عمل می آید و موجب تولید مرض است و موز یبوست زاست
آیا میدانید در اکثر کارخانه های آبلیموهای صنعتی حتی یک عدد لیمو هم وارد نمی شود و آب لیمو صنعتی از (( آب کاه)) بعلاوه برخی اسانسها و جوهر نمک تولید می شود که همین امر موجب ته نشین نشدن محتوای آب لیمو می باشد

آیا میدانید کره گیاهی دروغی بیش نیست و با مواد پایه ای نفت و در برخی کشورها فضولات انسانی تولید می شود و موجب تشکیل پلاک اتروم در عروق کرونر قلب و بیماری های ایسکمیک قلبی می شود و شعار ((کره مارگارین(گیاهی)دوست قلب شما)) فریب افکارعمومیست

آیا میدانید نوشابه ها موجب آسیب دیدگی سلولهای کبدی بیقراری نامنظمی ظربان قلب به علت وجود بنزوات سدیم و کافئین می شود

آیا میدانید گاز CO2 موجود در نوشابه سبب پوکی استخوان می شود, فسفر و اسید فسفریک آن رقیب کلسیم سطح استخوان و موجب نرمی استخوان می شود یک عدد نوشابه به اندازه شش بشقاب برنج چاق کننده است و ضرر شربتهای کارخانهای مشابه ((سن ایچ)) کمتر از نوشابه نیست
آیا میدانید مواد قندی موجود در نوشابه ها موجب پوسیدگی دندانها می شود (دندان شکسته داخل نوشابه پس از ۷ ساعت حل می شود)
آیا میدانید سس مایونز حاوی مواد نگهدارنده(سربات پتاسیم و بنزوات سدیم) است که سرطان زا هستند
آیا میدانید پفک براساس تحقیقات علمی انجام شده در کشور انگلستان موجب عقیمی و ناباروری در کودکان می گردد
آیا میدانید پفک حاوی تارترازین( ماده قرمز و نارنجی رنگ) سبب اختلالات رفتاری و اضطراب و پرخاشگری و عصبیت در اطفال می شود
آیا میدانید پنیر پفک اغلب پنیر تلخ( پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد چسبندگی پفک براساس تحقیقات تا ۷ بار مسواک هم تمیز نمی شود و موجب بی اشتهایی میشود و آمار مصرف پفک در ایران روزانه هر نفر ۲ عدد می باشد
آیا میدانید برنج پرمصرفترین اقلام سفره امروز ایرانیان سودازاست و موجب غلظت خون می شود برنج یبوست زاست که یبوست مادر همه بیماریهاست برنج موجب انسداد عروقی سنگ صفرا و سنگ کلیه می شود خوردن برنج موجب تیرگی پوست می شود
آیا میدانید چای سیاه موجب کم خونی, آریتمی قلبی, اختلالات گوارشی, چروکیدگی پوست و ریزش مو می شود
آیا میدانید شکر سفید برای کبد مضرو موجب به هم خوردن متابولیسم سلولهای کبدی و مواد رنگبر قند و شکر هم مضر می باشد
آیا میدانید قند و شکر تفاله ی باقیمانده چغندر قند و نیشکر است که مواد ارزشمندی آن گرفته شده به دامها داده می شود
آیا میدانید به مرغها آنتی بیوتیک های متنوع و متعددی خورانده می شود که درصد بروز و شیوع عفونتهای میکروبی مصرف کنندگان را بالا می برد مرغهای ماشینی براساس تحقیقات فرانسوی ها بدلیل محرومیت از نور آفتاب بسیار مضرند
آیا میدانید ظروف استیل سرب در داخل غذا مینماید که سرطان زاست ظروق تفلون به دلیل تخریب لایه های تفلون سرطان زاست
آیا میدانید ظروف آلومینیوم موجب کم خونی, آلزایمر, ضعف اعصاب و لرزش دست می شوند و ظروف لعاب دار حاوی ترکیب سرب بوده و سرطان زاست ظروف زودپز, تندپز, مایکروویو و دستگاهای داغ کننده برقی همگی مضرند
آیا میدانید بهترین غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است و بهترین روغن, روغن حیوانی است روغن کنجد و زیتون هم بهترین روغن گیاهیست بهترین نان نانهای سبوس دار است مثل نان سنگک
آیا میدانید در ماکارونی ۲۰% گلوتن صنعتی استفاده می شود که سرطان زاست و در بسیاری کارخانه ها نان خشک کپک زده بجای آرد در ماکارونی استفاده میشود, و ماکارونی یبوست زاست

خلاصه ی نوشتاری قسمت چهاردهم ماه عسل 92..

خلاصه ی نوشتاری قسمت چهاردهم ماه عسل 92..

 

سلام..میتونید خلاصه ی نوشتاری قسمت چهاردهم ماه عسل 92 رو در ادامه ی مطلب بخونید..به خدا زبونم قاصره از تموم زحمتهای خانمها مرمر..عطیه..شیداو سایه بابت فرستادن این قسمت از مطالب..مچکرم ازشون..خدا قوتشون بده..یا علی..

 

 

 

 

 

 

 

عطیه..

 

 



ماه عسل_قسمت چهاردهم

 

چهاردهمین قسمت از ماه عسل پس از خواندن دعای فرج توسط احسان علیخانی شروع شد

 

سلام به روی ماه همه ی شماها .خیلی تشکرمیکنیم که بازهم قراره مارو تماشابکنید.خوش به حال تو که اگر کسی هستی که مردم میتونن روی دیوار دلت یادگاری بنویسن وروت حساب بازکنن. خوش به حال تو که اگر داری اینطوری نفس میکشی وزندگی میکنی. بین شماهم ازاین افراد هس.همتون نه. امابینتون هس البته اگر بهتون برنخوره.خوش اومدین.وسپس تیتراژ ابتدایی برنامه باصدای فرزاد فرزین پخش شد وپس از پخش تیتراژ آقای علیخانی گفتن خدارو شکربابت دیروز به خاطر نفس های شما که قرین شد گره خورد بامهمونای دیشبمون.بازخوردم زیادداشتیم مخصوصا آقاپسرهاکه درگیربودن بامسئله سربازی وبعضیاشونم درد ودل کرده بودن واز سختی های سربازی گفته بودن اماآرزو میکنم که این ارتباطه درسربازی بهتر وتخصی تر بشه وبهترین اتفاق بیفته وهمچنین دیروز بعد برنامه آقا یوسف  رو به مشهد دعوت کردن و سفر عمره هم به خونوادشون هدیه کردن .بریم یک سر بزنیم به روز قبل خودمون وسپس وله ای از احوالات مهمانان پس از برنامه پخش شد وس ازپخش وله آقای علیخانی گفتن ممنونم از همه مهمونایی که قبول زحمت کردن ومنت سرما گذاشتن و از راه دور تشریف آوردن وباهم گفتگو کردیم. ودرادامه گفتن مادیروز رفته بودیم که بقیه مبلامونو بگیریم که من یک مادری رو دیدم که ایشون بهم گفتن که آخه مااز دست تو چیکارکنیم که همش باید دم افطار اشک بریزیم و ایشون کاملا .دقیق و. موبه مو برنامه ی مارو دیده بودن ومن بهشون گفتم که الهیی من بمیرم ویک لحظه زنده نباشم که بخوام اشک کسی رو دربیارم وایشون درادامه از موسسه مالی واعتباری ثامن الحجج تشکرکردن وگفتن بریم وارد دنیای مهمونای امروزمون بشیم وسپس وارد دکورشدن وبامهمونا سلام واحوالپرسی کردن که مهمونا برنامه احمد آقا وخانومشون و امیرآقابودن که احمد آقاگفتن از بجنورد اومدن وامیرآقاهم گفتن که ازشهد اومدن وتوی بازار کارمیکنن.

 

 

واحمد آقادرادامه گفتن که الآن  قبلا رتگر شهرداری بودن والآن نگهبانن وتاکلاس اول راهنمایی درس خوندن به دلیل مشقت های زندگی وازاون سن به بعدکارگری میکردن وخانم هم گفتن که سال 84 ازدواج کردن وگفتن چون همسرشون آدم خوبی بوده وصداقت داشته باهاشون ازدواج کردن واحمدآقا درادامه گفتن که الآن حقوقشون حدودای یک میلیون هس وامیرآقاهم گفتن اگه بخوام به طور میانگین ودرمجموع بگم ماهی حدود 800 تا یک میلیون تومان درآمد دارم وآقای علیخانی ازمهمونای برنامه پسیدن که قبل ازان اتفاق چه مشکلی داشتین که امیرآقا گفتن مشکل زیادی نداشتم ومشکلاتم کوچیک بودن واحمد آقاهم گفتن زندگی کارگریه و اون زمان قسد داشتن وآقای علیخانی روبه امیرآقاگفتن بریم سر اصل مطلب .برامون تعریف کن امیر. وایشون گفتن که مث هرروز داشتم میرفتم بازار وسرراه رفتم از یک دکه آب بخرم که یک کیف پول اونجادیدم وچن لحظه صبرکردم که ببینم کسی میاد سراغ کیف یانه که دیدم کسی نیومد ومن کیفو برداشتم وشمارمو به اون دکه دادم وگفتم اگه صاحبش پیداشد بامن تماس بگیرین ومن راه افتادم طرف بازار  وکیف خیلی سنگین بود ومن درشو بازکردم که ببینم چیه ودیدم که حدود 13_14 کیلو طلای آب شده و 500000 یورو بود.

 

 

که باتخمین هایی که آقای علیخانی زدن گفتن حدود 5_4 میلیارد میشده وگفتن که من توی اون لحظه همش به فکر طرف بودم ودوس داشتم کیفو برگردونم که آقای علیخانی گفت چرامیخواستی این کارو بکنی که ایشون متقابلا پرسیدن اگه شمابودی چیکارمیکردی که آقای علیخانی گفتن چون تاحالا برام اتفاق نیفتاده نمیدونم وشعاردادن راجع بهش سخته ونمتونم درمورد خودم پیش بینی کنم ودرادامه امیرآقاگفتن که به این فکرمیکردم که اگه همچین لحظه ای برام پیش بیاد چیکارمیشه وباخودم فکرکردم که شاید کیف دست طرف امانت بوده وبعدش رفتم اطلاعات بازار وشمارمو دادم که اگه خبری شد بهم اطلاع بدن وخودم رفتم سربازار وده دقیقه بعد یک نفربامن تماس گرفت ومشخصات کیفو داد امامن شک کردم وباخودم گفتم شاید کیفو جایی دیذه باشه ووقتی که گفت  کارت سوخت توی زیپ جلوئه ودیدم درست میگه مطمئن شدم و کیفو بهشون تحویل دادم که ایشونم گفتن هرچی میخوای بردارکه منم چیزی برنداشتم اماشاید اگه خودشون این کارو میکردن من قبول میکردم ودرآخر به من گفتن خداخیرت بده و درادامه آقای علیخانی روبه احمدآقا گفتن شما رفتگر شریف شهر بجنورد درحال جارو زدن خیابونا بودی که اون اتفاق افتاد.

 

 

واحمد آقا شرو ع کردن وقصه شونو گفتن  و گفتن که مث روزای قبل  ساعت دو شب رفتم سرکار و درحال جارو زدن خیابونا بودم که توی یک کوچه دیدم یک کیف مشکی هس واول فکرکردم ک گربه هس امابعد که جلورفتم دیدم کیفه وکیفش طوری بود که میشد توشو تاحدودی دید که دیدم داخلش طلا واسناد ومدارکه و کیفو بردم کنار تابهترببینم وتوی این فکربودم که باید کیفو به صاحبش برگردونم وزنگ زدم به مسئولمون وایشونم گفت صبح ساعت 7 بیان دفتر ومن رفتم که اونجا یکی ازبچه ها گفت کیفو باز کنیم وببینیم چیه که کیفو باز  کردیم وطلاها و اسنادو دیدیم ووقتی برآورد کردیم دیدیم که 1/5  میلیارد  کیف می ارزه وبعد داخل کیف دنبال آدرس گشتیم که پاسپورتشونو پیداکردیم ومن بهشون زنگ زدم که جواب ندادن ومن رفتم دم در خونشون وبارونم میومد اتفاقا که کلی درزدم اما درو بازنکرد که آخرش مجبورشدم به شیشه سنگ بزنم که بازم فایده نداشت وبرگشتم خونه که خانومم بهم گفتن کیفو که نیاوردی وایشون گفتن مگه باید میاوردم که خانومشونم گفتن نه بهترشد که نیاوردی که خانومشون گفتن ازاین میترسیدن که شیطون وسوسه کنه و فرداصبح دوباره احمد آقا میرن سرکار وساعت یک برمیگردن که گفتن وقتی برگشتم به من زنگ زدن وگفتن که صاحب کیف اومده ومیخواد شمارو ببینه وایشونم رفتن که دیدن یک خبرنگارمنتظرشونه جلوی در وبعد وارد دفتر مسئولشون میشن که جلسه بوده و وقتی صاحب کیف ایشونو دیده سرتکون داده وتشکرکرده تا جلسه تموم شده .

 

 

واحمد آقا گفتن بعدازاین که جلسه تموم شد باهم روبه رو شدیم وایشون داخل کیفو نگاه کرد وگفت چیزی کسرنیست و مسئولشونم گفتن که 200000 میدن به ایشون وبعد باهمراه خبرنگار واون آقا میرن خونه ی احمد آقا که توی خونه خانم خبرنگارازاون آقامیپرسن که میخواین برای ایشون چیکاربکنین که ایشونم رفتن ودسته چکشونو آوردن ومبلغ 200000 به احمد آقادادن واحمدآقا گفتن کرمشون همین قدر بوده ومن این کارو برای رضای خدا انجام دادم امیرآقاهم  گفتن که منم فقط برای رضای خدا این کارو کردم ودرآخر آقای علیخانی از این دو بزرگوار تشکرکردن وباهاشون خدافظی کردن  وپیامهای بازرگانی پخش شد وپس از پخش پیامهای بازرگانی  آقای علیخانی گفتن کاملا عنوانه وموضوع مشخص شد ومن مهمونی دارم از دشت مغان اردبیل و وله ای ازایشون پخش شد وپس از پخش وله  آقای علیخانی با آقا ایوب حسن پور شروع به گفتگو کردن که به همراه پسر وهمسرشون اومده بودن وایشون گفتن اوایل کارساختمانی میکردن والآن نمکی هستن ویک روز مث همیشه میرن سراغ کارشون ووقتی به خونه برمیگردن خانومشون میگن بیا نون هارو جداکنیم که وقتی نونارو جدامیکنن متوجه یک پلاستیک طلا میشن وآقا ایوب  دنبال صاحبش میگردن وروز اول پیداشون نمیکنن وشب پلاستیکو میذارن زیر سرشون  ومیخوابن وصبح دوباره میرن دنبال صاحب طلا که یه نفرادعامیکنه طلاها مال اونه وایشونم میگن که بیا خونم وفاکتور طلاهارو بیار وایشونم میان وفاکتورهارو میارن وآقاایوبم درحضور آگاهی این طلاهارو بهشون میدن ودرپایان آقای علیخانی عیدو تبریک گفتن وبه احترام آقاایوب از دکور خارج نشدن ودرآخر گفتن من خداروشکرمیکنم که نمکی خودمون و بزرگمون رو دیدم که امروز به ما درس داد.ماهتون عسل و دفتر چهاردهم ماه عسل باصدای دلنشین وبه یاد ماندنی و خاطره انگیز مهدی یراحی بسته شد.

 

 

 

شیدا..

 

 

 




به نام یگانه مانا

 

ایستگاه چهاردهم

 

بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ
وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً
حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
رب صل علی محمدوآله محمدوعجل فرجهم...

 

 

بعدازسلام وتشکر:خوش به حال تو اگرکسی هستی که مردم میتونندروی دیواردلت یادگاری بنویسند...خوش به حال کسایی که مردم وآدمای اطرافش میتونندروی حرف وپذیرفتن وباورودست وجیب هاش وتوی همه نکاتی که برای هممون مهمه حساب کنند...خوش به حا اونایی که میتونیم روی حس وحال وفکرش پس اندازکنیم...خوش به حال تواگه اینجوری نفس میکشی وزندگی میکنی...خوش اومدین صدای فرزادفرزین عزیز درفضای خونه منوتوطنین اندازشد...

 

نشستم هواتو نفس
یه چند وقتیه حال من بهتره
دارم راه میفتم ببینم تهش
منو این هوا تا کجا میبره
.....
هوایی رو که تو نفس میکشی
دارم راه میرم بغل میکنم
تو با من بمون تا ته این سفر
من این ماهو ماه عسل میکنم...

 

درپلاتوی دوم آقای علیخانی خداروشکرکردبابت دیروزونفس هایی که بابرنامه ومهموناقرین شد...راجع مهموناومحلی که ازانجااومده بودندوهمچنمین موضوع برنامه صحبت کرد.ازواکنش های مردم به مهمونای برنامه به خصوص اقایوسف گفت که خداروشکریک سفرزیارتی_سیاهتی به مشهدمقدس هدیه گرفتندازکسی وهمنین چون پاسگاه خدمت میکنن ازطرف اوناهم یک سفرحج عمره قسمتشون شده...البته این سفرحج بعدازاتمام خدمت سربالزی وپاسپورت گرفتن محقق خواهدشد..طبق روال هرشب ایتم سوالات جامونده مهمونای دیروزپخش شد...

 

 

درپلاتوی بعدی آقای علیخانی ابتداتشکری ازمهمونای دیروزکردوبعد چندنکته مهم روگفتن:یه مطلبی رومخاطب تیزبینی راجع دکورخصوصامبلاش گفته بودکه اقای علیخانی دنباله ی این جمله خاطره ای ازدیروزکه مبل فروشی رفتندتعریف کردند:منوپیمان دیروزرفتیم خانه سفیدبقیه مبلامون روبگیریم که غرزنزنیداینقدررنگ ووارنگه یه مادری اونجابودبعدازسلام علیک وحال واحوالی که کردیم بهم گفت:ماازدست توچیکارکنیم سرافطاربایدبغض کنیم واشک بریزیم؟؟گفتم من فدای شمابشم من دست شمارومیبوسم من لای جرز بمیرم زنده نباشم نفس نکشم اگه نیت این شکلی داشته باشیم.بعدشروع کردصحبت کردن وماشالاهمه قسمتای برنامه رودیده بودولابه لای حرفاش اسمشونومیبردوقتی داشت راجع برنامه ومهموناش حرف میزددیدم توی تب وتابای برنامه یه مکثی کردوبازیه بغض مادرونه جذاب داشت من گفتم مادرم دلیل اینکه مادرایرونی این شکلیه هنوزیه دکمه آن فعال وسط قلبشون وجودداره که بادیدن کوچیکترین صحنه اشک توچشاشون جمع میشه ومیتونندهمزادپنداری وسریعادرک کنند...این فوق العاده اس!که هنوزوجدان های بیداری درجامعه وجودداره...البته تهشم گفتم مادرم من درس پس میدماینجوری میگمآ..مطلب بعدی تشکرازموسسه مالی واعتباری ثامن الحجج بود...مطالبی روراجه مهمونای امشب ماه عسل گفت:ادمایی که خیلی غربنداماکارایی میکنندکارستون...وارددکوربرنامه شدند

 

 

مهانان پارت اول:احمدآقا به همراه همسرشون بودن ومهمون دیگرحمیداقا ...

 

هردو موضوعات مشترکی داشتندوموضوعات مشترک هردومرتبط ومشابه موضوع یکی ازقسمتای ماه عسل90.احمدآقاکه درابتداکارگرساده وزحمت کش شهرداری بودندوالان نگهبان شهرداری هستندازبجنوردبه همراه همسرمحترمشون افتحاردادندوبه برنامه ماه عسل اومدند...حمیدآقاازمشهدمقدس اومده بودندوبازاری بودند...که اقای علیخانی فت جزواون بازاری هایی هستی که همیشه میگن اوضاع خرابه یامیگن خداروشکر؟جواب ادند:همیشه میگم خداروشکر...اوضاع بازارخراب هست..علیخانی گفت دیدی همیشه هست این قصه(باخنده)...اقای علیخانی ازاحمداقاوحمیدآقاپرسید:تومحل شماروبه  چ میشناسن؟ احمداقاگفت:همون احمددیگه..علیخاین جواب داد:نه میدونم..منظورم اینه که خصلتی که شماروازدیگران سوامیکنه وشماروباهاش میشناسن؟ مثلامنوبه بدقولی میشناسن.

 

 

احمواقاهیچی نگفت وهمرشم گفت نمیدونم..حمیدآقابعدنگاه عمیقی که ب علیخاین گفت خصلت خاصی نیست...علیخانی گفت:چیه چرااینقدرعمیق نگاه میکنی؟(باخنده)انگارکه انتگرال ریاضی پرسیدم واقعا!احمدآقاحقوق ماهیانه شون روگفتن1تومن وحمیداقاهم گفتن میانگین800تومن...علیخانی گفتن دلیل اصلی دعوت شماقصه ای بودکه باتون اتفاق افتاده فقط قبلش بپرسم قبل ازاین اتفاق گره یامشکلی داشتین توزندگی؟_حمیدآقاگفت نه...ولی مشکل مالی وبهدکاری داشتم.ویه جورایی سخت حرف میزدندکه علیخانی گفت:توتوی برنامه مامعذبی؟استرس داری؟که جواب دادند:نه!احمدآقاگفت:مشکل مالی که داشتم حدود200ملییون تومن بخاطرخونه ای که تازه خریده بودم قسط داشتم چون کارگربودم قبل ازاینکه خونه بخرم توی خونه پدرم توی یه اتاق 3در4که هم آشپزخونه وخواب وهمه چی بودبادوتادخترزندگی میکردیم.علیخانی گفت:بریم برسیم به اصل مطلب چون حس میکنم تاشمابخوادیختون آب بشه یه2ساعتی طول میکشه(باخنده)

 

 

ابتداحمیدآقاقصه شونوتعریف کرد:من م3ل همیشه که داشتم میرفتم بازارسراراه ازیه دکه رفتم آب بگیرم که دیدم یک کیف مشکی پایین دکه افتاده بعداز10-15دقیقه که کسی نیومدطرفش برش داشتم خیلی سنگین بودویه ذره ابعادوبررسی کردم بعدشماره تلفتنمودادم به صاحب دکه وگفتم هرکی اومدسراغ کیف بگوبااین شماره تماس بگیره درطول راه باوجودسنگینی کیف کنجکاوشدم واولش ترسیدمن نکنه بمبی چیزی باشه!!(علیخانی گفت:بمب؟؟؟)درشوکه یه کم بازکردم دیدم طلاویوروتوش بود...حدود13-14کیلوطلای آب شده ویورهم یه بسته500تایی...علیخانی گفت:این وقتاهست که شیطون دست به کارمیشه وشلت میکنه ویه ذره یه ذره زمان میخره ویهوفعل روعوض میکنه،براتوشد؟جواب دادند:نه...بعدش رفتم اطلاعات بازارروشماره موبه اوناهم سپردم بعد5دقیقه و10دقیقه دیگه خونه نرفتم وسربازاروایساده بودم که زنگ زدندبه گوشیم باصدای بغض الودی مشخصات کیف وکامل گفت وقتی ااومدکیف وبگیره گفتم چقدرطلاست؟گفت13-14کیلوگفتم نگاکن ببین همش سرجاشه؟..فقط یه لحظه گفت هرچی میخوای بردار(علیخانی:آهان این ازاون لحظه هاییه که بایدچنگ بزنیدطلاهاروبردارِ!!چیکارکردی؟)گفتم من اگه میخواستم بردارم که زنگ نمیزدم علیخانی:باباخودش داشته میداده برمیداشتی!!_نه...

 

 

شایداگرخودش بادست خودش چیزی رومیدادبرمیداشتم امااینجوری که گفت نه دیگه اصلا واسم این مژدگونی یاهرچی مهم نبود_البته راست میگیآیه ذره ام تعارف توهین آمیزی..مگه هندونه اس؟فک کنم باهاش فقط دست دادی ونهایتا3تاماچ آبدارم کرده رفته_نه ماچم نکرد!_ماچم نکرد؟؟؟؟ادرسشوداری؟بده من بگم فرشیدامشب بره درخونشون!_ندارم!درلابه لای حرف هاحمیدآقاازخودعلیخانی پرسیدکتواگه جای من بودی چیکارمیکردی؟؟_من نمیدونم!هیچ وقت یه همچین موقعیتی قرارنگرفتم..ازخدامیخوام که این اتفاق هم نیفته برام واگرم بیفته بازم ازش میخوام نگاش بهم باشه تواون لحظه!

 

 

اماقصه احمدآقا:من طبق معمول شاعت2بامدادبودرفتم سرکارم ومشغول کارم شدم وازاین کوچه به اون کوچه دیدم1کیفی وسط کوچه افتاده اولش فک کردم گربه اس(علیخانی:چجوری کیف روگربه دیدی؟؟؟)جواب داد:خب سیاه بودوازم دوربود...توجه نکردم رفتم جلو..(شماازگربه نمیترسین؟؟خانم میترسین؟)همه مهمانان جوابشون این بود:نه!واحمدآقا:دیگه بچه ام ازگربه نمیترسه!علیخانی:من حاضرم شیروازنزدیک ببینم گربه1جوریه...!نمیدونم چون ازبچگی پنجول انداخت توصورتمون!!خب میفرمودیدی ببخشید!احمدآقاادامه داد:اولش فک کردم کیف کهنه ای که انداختن بیرون برداشتم که بذارم گوشه ای صبح شهرداری ببره امادیدم کیف کهنه نیست وتازه اس..یه کیف دانشجویی ازاین رمزدارابود ازبغلاش دیده میشدچی توشه..دیدم داخلش اسنادومدارک وطلا...علیخانی:طلارودیدی؟؟کیف خیلی بازبوده آآ یه تراس بازبوده بغلش که توش کاملا معلوم بوده.احمدآقاادامه داد:رفتم گوشه ای کیف بازکنم که نشدونتونستم آدرس وپیداکنم بعدزنگ زدم به مسئول خدمات شهریمون ومنم صبح رفتم دفترومنم صبح رفتم اونجاویکی توی دفترکیف روبازکردودیدیم کلی اسنادومدارک واونجابرآوردکردندگفتن1میلیاردمی ارزیدداخل کیف!یه پاسپورت پیداکردیم که توش ادرسو تلفن بودهرچی زنگ زدیم ازتوی دفتربه اون شماره گوشی برنداشت...

 

 

شایدخواب بوده!!علیخانی گفت:چه بانکم بوده!!تواون شرایط جواب تلفنم نمیداده وضعش خیلی توپ بده!تونسته بخوابه تواین شرایط؟؟؟؟(باخنده)ماجورابمونوگم میکنیم خوابمون نمیبره!!احمدآقاادامه داد:آدرسوازدفترگرفتم رفتم دم خونشون بارونم میومداون روز!خیلی در زدم امابازنکردن!!(علیخانی گفت درم بازنمیرد!وخندید!)بعدش دیدم دروبازنمیکنه ومنم رفتمنون خریدم ورفتم خونه وجریان وتعریف کردم واسه خانمم که همون لحظه گفت:نیاوردیش خونه که؟؟گفتم نه!علیخانی دلیل این سوال خانم ازش پرسیدکه خانم صادقانه جواب دادند:بخاطراینکه گفتم شیطان وسوسه نکنه یه وقت...گفتم همون که بردی تحویل دادی کارخوبی کردی مرسی واصلا هم راجع کیف ومحتویاتش نپرسیدند...احمدآقاادامه داد:وقتی ساعت1برگشتم خونه زنگ زدندبهم که صاحب کیف اومده میخوادتوروببینه ومنم بااصرارمکررطرف مقابل راضی میشم ومیرم شهرداری اونجاهم یک خبرنگارخانمی بوده که دنبال من میگشت ووقتی معرفی کردم خودمو ورفتیم حراست واونجوقتی منودیدسرشوتکون دادوتشکرکرد..احمدآقاخیلی توضیح مفصل میدادندکه علیخانی گفتکقصه بخوای بنویسی بیچاره میکنی مخاطبو!!خیلی باجزئیات میگی!خب؟واحمدآقاشروع کردبه توضیح ادامه داستان!ومهمترین نکته اینجابود:خبرنگار ازرئیس شهرداری پرسیدبرای ایشون جیکارمیکنیدکه گفتن200هزارتومن بهشون میدم...چندباراحمدآقاراجع خبرنگارصحبت کردکه علیخانی گفت:حالااینوول کن!همونی که کیفشوپیداکردی وبچسب!!چیکارکرد؟هیچی دیگه بعدش رفتیم همگی باهم خونه وجاتون خالی یه چایی خوردیم(اینجاآقای علیخاین زدزیرخنده ازاینکه این همه باجزئیات تعریف میکنند)بعدش اونجاخبرنگارازاون آپرسیدکیفتون روپیداکردن چیکارمیکنیدبراش؟گفتش که کمک مالی!ویه چک200هزارتومنی نوشت وداد..علیخانی:رفت دسته چکشوآورد200هزارتومن؟؟احمدآقاگفت خب دیگه دتشم دردنکنه...من فقط برای رضای خداانجام دادم!

 

 

اقای علیخانی بعدازتشکرخداحافظی کردباهاشون...آیتمی ازدشت مغان محل تولدمهمونای قسمت دوم برنامه پخش کردندوآقای علیخانی تاکییدکردندکه مهمونای قسمت دوم بسیارداغ هستندوهمین چندروزپیش توماه رمضون این اتفاق افتاده واسشون...ومهمونای قسمت دوم برنامه:آقای ایوب حسن پوروهمسرشون وپسرشون مهمون برنامه بودن آقاایوب:اهربدنیااومدم 9تابچه دارم...اول کارم ساختمانی بودبعدش شد نمکی..آقای علیخانی گفتن:مابچه بودیم نون خشکی ام میگفتیم درسته(تاییدکردند)یادیه چیزی افتادم(باخنده)بچه بودم خیلی شیطون بودم مامانم میگفت شیطونی کنی میدم نمکی ببرتت آآ...

 

 

آقای علیخانی گفتن:خب آقاایوب قربونت برم شماباهمون موتورسه چرختون طبق معمول رفیتن تومحله هاونون خشکاروجمع میکردین خب بعدش چی شد؟؟آقاایوب:رفتم محله پارس اباداون موقع،تاظهرخریدوفروش کردم بعدش یه کم استراحت کردم وبعدش بلندشدم وداشتیم این نو های خشک و...ازهم جدامیکردیکم که بفروشیمش وسط اون نون خشکایه کیسه طلابود اصلا باورنمیکردم طلاس فک کردم شایدبدل باشه..بعدش گذاشتم توی خونه پیش خانواده وگفتم برم یه دوربزنم اونجایی که نون خشکاروخریدم شایدصاحبشوپیداکردم رفتم نزدیک10تاخونه روزدم اماپیدانکردم وبرگشتم دم غروب خونه...شب موقع خوابیدن طلاروزیرسرم گذاشتم ترسیدم کسی بفهمه وبیادببره..آقای علیخانی پرسید:اگه بایرام پسرت میومدمیگفت بابابذارمااین طلاروبرداریم بزنیم به زخم زندگی چیکارمیکردی؟جون احسان راستشوبگو!درکمال صداقت گفتن:نمیذارم!تنبیهش میکنم بخداازخونه بیرونش میکنم.(علیخانی خندیدوازبایرام پرسید:توذهنت نیومدبری به بابابگی؟بایرام گفت به ماکه نگفته بود!!علیخانی گفت تواصلا نفهمیدی!!!ماشالابه اون همه هوشت!!!آقاایوب ادام دادند:صب که بیدارشدم رفتم دنبال اون4نفی که ازدیشب مونده بودن وازشون نپرسیده بودم وگفتم به اوناهم بگم والا خوابم نمیبره!نبایداین طلای مهم روخونه بذارم...

 

 

بعدرفتم دم خونه ای گفت:خیلی ممنون دستت دردنکنه مال منه بیاربده بیاربده که منم گفتم پهلوی من نیست که بیام بدم بهت،بیاخونه ماوفاکتوطلاتوبیارو110میگم بیاد...اقای علیخانی پرسیدچقدرطلامی ارزید؟آقاایوب گفتن 140میلیون تومن...علیخانی گفت:خب توی اردبیل خونه تری 1تومنه میتونستی باهاش یه خونه بخری.._آقاایوب نذاشت حرفشوکامل کنه وگفت اصلا!!که علخانی گفت:نمیذاره من اصلابهش بگم...فک کنه بهش قربونت برم ..خوب؟آقاایوب ادامه داد:فاکتورشوآورد به110زنگ زدم گفت به مربوط نیست به یه ارگان دیگه که مرتبطه بایدزنگ بزنی.بعداومدن ازآگاهی وجلوی اوناطلاهارودادم...مزدگونی هم ندادهیچی...آقای علیخاین باضمن اینکه شماخیلی عزیزیدومن جسارت مینم اینوبپرسم ازهمسراقاایوب که نمیتونست فارسی صحبت کنه رسید:مادرشمایه لحظه به ذهنت خطورنکردووسوسه نشدی طلاهاروبرداری و...مادرجواب داد:نه!خدانکنه خدانکنه!

 

 

آقای عیخانی گفت:من خواهش میکنم که کسایی م3ل اقای ایوب حسن پورروکسایی تماشابکنندکه یادشون میره امانته بعضی چیزا...میلیارد میلیاردکه بعضی وقتامیشه3هزارمیلیارد!من به احترام اقای ایوب حسن پور دوست دارم روبه روش بشینم..فرداروزعیده قوم وقبیله ای که باحضرت رسول قهرکردندوایشون ازشون گلایه داشت مهاجرین امام حسن مجتبی مابرگشتن توی مدینه وحضرت رسول بخاطراین شعارشون بخشیده شون واشتی کرد این اندازه وشان حضرت امام حسن مجتبی نزدحضرت رسول مبارک باشه عیدتون...بعدازتشکرازمهمانان گفت:من خیلی خوشم اومدامروزیکی ازنوستالژیای بچگیام نمکی خودمون بزرگمون امشب اینجاست که کلی درس به منوامثال من داد...ماهتون عسل... یاعلی...
وتیتراژپایانی باصدای مهدی یراحی عزیز:

 

 

...................
یک عمر من پرپر زدم چون درد دوری کم نبود // اینا که میگم یک شب از چیزی که حس کردم نبود
با گریه های هر شبم دمبال مرحم نیستم // اینبار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم
کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه // این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه
یاعلی...

 

 

 

مرمر..

 

 

 

به نام خدا

 

ماه عسل _  قسمت چهارهم  ..... موضوع : کَرَم

 


احسان علیخانی  > دعای فرج   ......    سلامِ گرم    ....   خیلی ممنون و مچکریم   که در این ثانیه هایِ عزیز ما رو تماشا میکنین   ...   خیلی ذوق زده ایم از نگاه   هایِ شما .....    خوش به  حالِ اون کسایی که مردم میتونن رو  دیوارِ دلشون  یادگاری بنویسند ....... میتونن روشون حساب کنن   خوش به حالِ اونایی که انقققدر طبعِشون بلنده .....  قلبِشون بزرگه        که  دیگران  میتونن رو کُمَکِشون حساب کنند از این دست آدما کم پیدا میشه   .. خیلی کم اند   ولی هست  .......   مطمئنّاً  بینِ شماهام پیدا میشه   .....  اگه بهِتون برنخوره  ..................................... خوش اومدید

 

 

نشستم هواتو   نفس میکشم   / یه چند وقتیه حال من بهــتره
دارم راه می افتم ببینم تهِ ش   / منــو  این هوا تــا کجا می بَره
دارم راه می اُفتَم ببینم   تو   را    / تویی رو که یک عُمره راهی شدی 
مگه میشه رد  شد   نگاهت نکرد / ببین تویِ آینه چه ماهی شدی
هوایـــــــی رو که تو نفس میکشی   /   دارم راه می رم بغل میکنم
تو با من بمون  تا تهِ این سفر / من ، این ماهُ ، ماهِ عسل میکنم
همه زندگیمو بگیری ازم  / بازم پایِ عشقِ تو وایمیستَم
یه آدم توو دنیا نشونم بده  / بتونه بگه عاشقت نیستم  
هـمــــــــــه  عُمر  من سَجده کردم به تو  / من از حسرتِ غیرِ تو خالیَ م
هـنوزَم زمانِ  پرستیدَنت  /  برام هیچ فرقی نداره کیَ م
هوایی رو که تو نفس میکشی / دارم راه می رم  بغل میکنم
تو با من بمون تا ته این سفر / من این ماهو ، ماهِ عسل میکُنم

 

 

احسان علیخانی تشکر میکنه  از اینکه  ، بیننده ها به برنامه یِ  دیروز   لطف داشتند و اشاره میکنه   که  جمع آوریِ مهمونایِ دیروز سخت بود   ... آقا  پویا که دکتر بودند از جاسک و  آقا  مجتبی از  اهواز     و آقا یوسُفِ بَریِ خوشمزه   که پدربزرگ هم بودند  از زنجان ..  تا همین تهرانِ خودمون   .. آقا مِهدی   که   مهندس بودند ! و تشریف آورده بودند   به برنامه   ......خیلی از رُفَقایِ خودم   ، آقا پسَرا  درباره یِ برنامه یِ  دیروز با  ما صحبت کردند  / از خاطره هایِ سربازی شون گفتند / از سختی هاش گفتند   همونطوری که مهمونامون  که تجربه کرده بودند  برامون از تجربه هاشون گفتند  دقت کنید !     میگم تجربه هایی که  داشتند  چون اون دورانو گذرونده بودند   ...  از زبونِ خودم نمیگم   که   بگید تو که تجربه نکردی چرا گفتی ! ..... بریم  باقیِ برنامه یِ دیروزو ببینیم   بعد برمیگردیم   باهاتون  حرف دارم  در فیلمِ پایانِ برنامه یِ  سیزدهم      میبینیم که  آقا مهدی و همسرش که دانشجویانِ دانشگاهِ شریف بودند  افطاری  رو  در برنامه ی ماه عسل  میل نمیکنند   چون به خونه یِ دوستان دعوت هستند !   دوستی که میخواد برای ادامه ی تحصیل بره خارج از کشور و مهمونیِ خداحافظی گرفته از آقا  یوسِف  و داماد و خانواده شون تشکّر میکنن  ...

 

 

میگن که سردار رادان  ، یک سفر  مشهدِ خانوادگی به خانواده یِ  بَری    اهدا میکنه   .... و  محمد پیوندی از آقا پویا   که دکترِ عمومی بودند   و در نیرویِ   دریاییِ ارتش خدمت میکردند    ، میخواد که   لوحِ یادبودِ حضور در برنامه رو   به آقا یوسف بده .....   دفترچه   هایِ حسابِ  مؤسّسه یِ  مالی اعتباری ثامن الحجج  هم به آقا یوسف و دامادش  هدیه میشه   .....آقا پویا هم میگه که تنها حرفِ ناگفته ش  ، تشکر و سپاسگزاری از همکاران و دوستانِش  در خدمت است  که   واقعاً در  شرایطِ بدِ  آب و هوایی ، عاشقانه کار میکنند به استودیو بر می گردیم  ..... احسان علیخانی  میگه : دیروز با پیمانِ  قانع رفته بودیم خانه ی سفید ،  بقیّه یِ     مُبلامونو تحویل بگیریم  که شما هی  غُر میزدید     رنگ و وارَنگِ   مبلاتون !    بعد   گفته بودم که  مادرا خیلی خوب ما رو نگاه میکنند   .. یه مادری اونجا   بود ...  حالا بعد از سلام و علیکُ و حال واحوال کردن به من میگه  ما از دستِ تو چیکار کنیم ! ؟  دمِ افطار هی اشکِ ما رو  درمیاری  احسان علیخانی میگه الهی من بمیرم  / زنده نباشم    اگه بخوام اشکِ شما رو در بیارم وجودِ شما رو بِلَرزونم  ....  انقدر هم این مادرِمون    ، خوب ،  همه  برنامه هامونو   نگاه کرده بود دونه دونه رو دیده بود ....

 

 

موضوعاتُ دیده بود   .. وقتی داشت برا من میگفت یه بغضِ مادرونه یِ  ایرونی   ، بینِ  صحبتاش بود گفتم مادرم  ؟ .....  شما   و امثالِ شما بزرگوارا  که اینطوری با دیدنِ یه صحنه یه تصویر /   یه منظره /    شنیدنِ یه خاطره   بغضتون  میگیره      دکمه یِ  آنِ    قلبِتون فعّاله   ...... برید  خدا رو شکر کنید  که این احساسا   قیمتی اَند ....     و خدا رو  شکر میکنیم  که یه سفرِ مشهد خونوادگی   نصیبِ خانواده یِ پُر جمعیّتِ  یوسفِ بَری شد البته بعدِ گرفتنِ کارتِ پایان خدمتش    که  بعدن      سفرهایِ کربلا و  مکّه هم دوست داشت بره با خونواده ولی بخاطرِ نرفتَنِش به سربازی  ،   نمیشد بره  ...... میتونه استفاده کنه از این سفَرا خب بریم سراغِ مهمونایِ امروزِمون   که  یه کاری کردند توو زندِگیشون    ، کارِسسون کارِستون   .. که منو  صد تا مثلِ منَم    نمیتونن انجامِش بدن   با خانم و   آقایی   رو به رو میشیم  و یه آقایِ  دیگه که  تنها تشریف آورده بودند احسان علیخانی میپرسه کدوم بزرگتَرَند ؟ !  آقایی که با خانمش بود  میگه از بجنورد  ، استانِ خراسان  اومده اون آقایِ کناری میگن از مشهد .. خراسانِ رضوی اومده !   آقایی که اسمش احمد است و با خانُمِش   اومده رفتگرِ شهرداری بوده سالیانی   و اکنون  نگهبان است در شهرداری   .. آقایی که   از مشهد اومده بود بازاری بود     و  در جواب سؤالِ   علیخانی میگه  وضعِ بازار خرابه  .....  گاهی ماهی پانصد هزار
تومان درآمد داریم  .. گاهی  یک و پانصد ......   ولی در مجموع   ماهانه هفتصد تا هشتصد  هزار تومان درآمَدِمونه ..... آقا احمد  هم میگه  حدودِ  یه تومان   ، ماهانه      کسب میکنه و  شاکر  هم بود  ....    آقایی که بازاری بود   تعریف میکنه  یه روز در مسیرِ رفتن به بازار دمِ دکّه ای    ،  کیفی رو پیدا میکنه    و بعد حدوداً  یه رُبع منتظر منودن  میبینه کسی  کیف رو  برنمیداره و صاحبش نیست برمیداره کیف رو  و سنگین هم بوده  به  صاحبِ دکّه  میگه   این شماره یِ من  اگه کسی  اومد کیفی گُم کرده بود بگو زنگ بزنه.

 

 

 

کمی که   میره  کنجکاو میشه  کیف رو باز کنه ببینه چی توشه اینقدر سنگینه     نکنه  بُمب باشه !   بازِش که میکنه   میبینه  حدود  سیزده کیلو طلا باید باشه    و  پَکِ  یورو !!!! نشونی   و    شماره ای هم پیدا نمیکنه    که   پس بده  کیفو به بازار   میره و آقا  صاحبِ کیف     میاد و کیفش رو تحویل میگیره    ... بدون هیچ  مژدگانی ای   .....   ولی به این    آقا میگه که هرچی میخوای بردار  اما ایشون میگه  من اگه میخواستم  بردارم   به شما دیگه زنگ نمیزدم احسان علیخانی میپرسه  و او جوابم یده برایِ رضایِ خدا این کارو کرده  فقط همین احسان علیخانی میگه  به فکرت نزد که یه خرده ش رو برداری     .. گفت نه  .... شما بودین چه میکردین احسان علیخانی گفت تا حالا برام اتفاق نیفتاده   .......    نمیتونم خودم و هیچ آدمِ دیگه ای رو پیش بینی کنم الهی خدا حواسش باشه بهمون   .....     او احمد آقا هم  میگه  که  شبی  بعد از جارو کردن خیابانها در کوچه ای کیفی رو پیدا میکنه  .. از کنارِ کیف که نگاه میکنه      مدارک و سَنَد و   مقداری طلا میبینه به مدیرِش زنگ میزنه    ....

 

 

 

بعد کیف رو به شهرداری محلِّ کارِش    می بَره    اما  صاحب کیف که  پاسپرتِش رو از داخلِ کیفش پیدا کردند    نه وشی جواب میده  نه  در خونه ش رو باز میکنه خواب بوده !!!!!!!!!!!!!!!    و احمد آقا به خونه ش میره ولی ساعت یک ظهر زنگ میزنن میگن بیا صاحب کیف میخواد ببینه تو را و در جلسه یِ شهرداری     اینها همدیگر رو میبینن و خبرنگار هم  مشغول  تهیه یِ خبر و گزارش و بعد به خونه یِ  یابنده یِ کیف یعنی احمد آقا میرن   و    در نهایت  دویست هزار تومان   در ورقِ چک  مینویسه برای  احمد آقا احمد آقا میگه   کرَمِش بوده دیگه احسان علیخانی میگه کَرَمِ  ماها خیلی کم شده  در پارتِ آخر   آقایی که       نون خشکی بود نمکی بود به بیانِ دیگر .... دعوت میشه  که  در  نون خشکی هایی که جمع میکنه  یه پلاستیک   طلا پیدا  میکنه به همه خونه هایی  که ازشون    نون خشک خریده     در میزنه    بالاخره  پیدا میشه   صاحبش و ایشون میگه   اگه بچه هام  میگفتند      برداریم   ازش ....     بیرونشون میکردم احسان  علیخانی   خیلی خوشحالی میکنه از   دعوت ِ   این خانواده  یِ اردبیلی  .

 

هرجور میتونی بمون   / من با تو سازش میکنم
هربار میگفتم نرو / اینبار خواهش میکنم
با زخم تنها ترشدن / محتاج تسکینم نکن
تنهاتر از من نیستی  /   تنها تر از اینم نکن
با گریه های هرشبم  / دنبال مرحم نیستم
اینبار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم 

قسمت سیزدهم ماه عسل 92

 پاورپوینت قسمت سیزدهم  ماه عسل 92 


دانلود 

شاهین کوچولو ماه عسل طی استقبال با شکوه از سوی همسایگان ،مردم و شهرداری پردیس و به آغوش خانواده پا گذاشت....

خلاصه قسمت سیزدهم  و عکسهای دیشب در ادامه مطلب ازدستش  ندهید 

ادامه مطلب ...

مدل طراحی و نما و محوطه سازی

مدل طراحی و نما و محوطه سازی

اکثر مدل های محوطه سازی های امروزی فرم های هندسی دارند. خطوط تمیز و فضاهای باز با جزیات مجسمه وار تلفیق شده اند تا مدل های فضاهای خارجی و نما ی مدرن را ایجاد کنند. محوطه هایی که در آن ها گل و گیاه به طور انبوه رشد کرده اند هم در این سبک جای دارند. نکته ی مهم آن است که همه چیز را طوری کنار هم قرار دهید که مبتکرانه و چشم گیر به نظر برسد.

با این که این کارها نظر ساده می رسد، باغچه هایی با جزییات فراوان و اکسسوری ها و محتویات جورواجور، باغ های مدرن را جالب کرده اند. به خصوص وقتی که صاحب خانه ها از اشیای خودساخته شان (DIY) در حیاط استفاده می کنند.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

طراحی محوطه

اولین سوالی که در شروع کار از خودتان خواهید پرسید این خواهد بود که: چطور حیاط را به فضاهای مختلف تقسیم کنم؟ راه های مختلفی برا این کار وجود دارد.

می توانید از متخصصین کمک بگیرید ویا بعد از دیدن نمونه های بسیار خودتان به تقسیم و ترکیب کردن فضا بپردازید. از گیاهان، سنگ، خاک های رنگی، مبلمان، آبنما، مجسمه و… برای تزیین و دلپذیر کردن این قسمت از خانه استفاده کنید. خیلی از ایده هایی که در ادامه آمده اند را خودتان می توانید انجام دهید و فقط کمی وقت و حوصله و شاید کمک دوستانتان را احتیاج داشته باشید.

موزاییک های چمنی

یکی از المان های محبوب امروزی در طراحی محوطه، فضاهای باز شبکه بندی شده است. سیمان و چمن و بسیاری گیاهان و عناصر دیگر را می توان با هم در ترکیب های مربعی یا مستطیلی قرار داد.  یکی از نکاتی که این نوع ترکیب بندی دارد این است که باعث می شود فضا بزرگتر به نظر برسد.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

مدل طراحی نما و محوطه سازی

مدل طراحی نما و محوطه سازی

 موزاییک های سنگی

در این نمونه ی انگلیسی از باغچه های سنگی، سنگ های قطعه ای و مسیری که با سنگ ریزه های مشخص شده اند، به زیبایی فضایی مناسب برای قرار گیری حمام پرندگان را آماده کرده اند.

 مدل طراحی نما و محوطه سازی

مدل طراحی نما و محوطه سازی

خیلی اوقات سنگ ها گزینه های مناسبی برای یک پارچه سازی فضا هستند. می توانید از بسترهای سنگی و چمنی به طور همزمان استفاده کنید و آن ها را با سنگ های تخته ای با هم مرتبط سازید.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

محل قرارگیری گیاهان

وقتی می خواهید برای محل قرار دادن چمن های تصمیم بگیرید، بدانید که استفاده کردن از گیاهان بزرگ، فضایی کاملا متفاوت خلق خواهد کرد. به این حیاط توجه کنید که چطور استفاده از بستر سنگ ریزه ای، و همچنین بسترهای گل دار، فضایی زیبا خلق کرده است.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

مدل طراحی نما و محوطه سازی

مدل طراحی نما و محوطه سازی

از فلزها هم می توانید در باغچه های گیاه دار استفاده کیند. این فضا به چندین مستطیل با ارتفاع های مختلف تقسیم شده و هر کدام از باغچه ها، با استفاده از ورق های فلزی از هم متمایز شده اند. ارتفاع گیاهان استفاده شده در این فضا کاملا مناسب است.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

مدل طراحی نما و محوطه سازی

زیبایی ای که با استفاده از درختان در محوطه حاصل می شود را هیچ وقت از یاد نبرید! در این باغچه ی بسیار مدرن، از یک افرای ژاپنی در بستری سنگی استفاده شده. در این فضا از چمن استفاده نشده اما نحوه ی استفاده از گیاه در مرزها بسیار هوشمندانه است.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

اگر محوطه ی بسیار بزرگی داشته باشیم چطور باید آن را تزیین کرد؟ به تصاویر زیر دقت کنید که چگونه فضا با استفاده از شیشه ی مات،دیوارها و پوشش های بلند تقسیم بندی شده است.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

در زاویه ای دیگر از همین فضا می بینید که چقدر جزیینات آن فراوان و با دقت انتخاب شده اند. مثل فواره ی آبی که در سمت راست قرار دارد و یا مسیرهای چمنی که سبزی و طراوت فضا را دو چندان کرده.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

جزییات محوطه سازی

حالا که کار اصلی تقسیم کردن فضا را انجام داده اید، وقت اضافه کردن جزییاتی است که به فضا جان می دهند و آن را قابل استفاده می کنند. جزییاتی مثل پرداخت های نهایی، بلوک های مختلف کاشت گیاه، مبلمان فضای آزاد و…

گلدان ها

انتخاب های مختلفی برای گلدان مناسب حیاط شما وجود دارد. حتی اگر گلدان های مدرن به نظرتان گران می رسند، بازهم گزینه های فراوان دیگری هستند که می توانند شما را راضی کنند. بسیاری از این گلدان ها را می توانید بر اساس سلیقه و نیاز خودتان بسازید و یا رنگ کنید.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

برخی از گلدان ها بسیار جنبه ی مجسمه وار دارند. مثل این مجموعه ی به هم پیوسته ی پنج تایی از گلدان های مدرن از آهن گالوانیزه.  

مدل طراحی نما و محوطه سازی

مبلمان فضای آزاد

مبلمانی که برای محوطه ی خارجی استفاده می کنید باید حتما راحت و با دوام باشند. در بسیاری از فضاهای مدرن، به خصوص آن هایی که چمن ندارند، مبلمان مهمترین عنصر فضا می شود.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

حتی یک بالکن کوچک را هم می توان به محوطه ای با صفا تبدیل کرد! میز و صندلی ای مثل آنچه در تصویر می بینید بسیار مناسب این فضاهای کوچک اند. توجه کنید که چطور سه گلدان کوچک به همراه یک درختچه ی کوچک در کنار میز، سبزی کافی برای این فضا را فراهم کرده اند.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

برای بالکن های بزرگ تر و یا پشت بام، مبلمان مختلفی وجود دارد. یک قالیچه، که در تمام طول سال دوام و سلامت خود را از دست نمی دهد، بستر مناسبی برای متحد کردن اجزای این فضا شده است. 

مدل طراحی نما و محوطه سازی

با این محوطه ای که همه چیز در آن به کار رفته است این متن را به پایان می رسانیم؛محوطه ی چمن،سنگفرش، مجموعه ای غنی از گیاهان، میز با روکش چوبی و صندلی های مدرن.

مدل طراحی نما و محوطه سازی

حالا که این تصاویر الهام بخش را مشاهده کردید، نوبت شما است تا به تزیین فضای خارجی خانه تان بپردازید.

ایده های زیبای طراحی فضای سبز

زندگی ماشینی و شهری انسانها را از طبیعت دور کرده است.بسیاری از ما امروزه در آپارتمانهای کوچک زندگی می کنیم و خانه های ویلایی و حیاط دار قبلی، جای خود را به آپارتمانها و برجهای امروزی داده اند. در این میان میتوان با کمی حوصله و خلاقیت از فضاهای کوچکی که در اختیار داریم استفاده شایانی کرده و با ایجاد فضای سبز و باغهای کوچک، از بودن در کنار گیاهان و طبیعت لذت ببریم. به این منظور در این نوشته ۳۸ نمونه زیبا و دیدنی از طراحی فضای سبز را برای الهام گرفتن شما دوستان نوراسی به اشتراک می گذارم. شما میتوانید با صرف زمان اندکی حیاط پشتی یا حیاط اصلی خانه و آپارتمان خود را به استراحتگاه زیبایی تبدیل کنید و پس از یک روز سخت کاری در آنجا به استراحت پرداخته و یا صبح خود را با صدای آب و آواز پرندگانی که در لابلای شاخه های درختان هستند آغاز کنید.

شما میتوانید با ایده گرفتن از این تصاویر و طراحی بر حسب سلیقه خود، باغی هرچند کوچک برای خود ایجاد کنید. استفاده از مسیرهای سنگفرش، برکه های کوچک، فواره های آب، کاشت انواع گلهای زیبا و رنگارنگ، هرس کردن درختچه ها و بوته ها به اشکال مختلف و سایر روشها به شما در این راه کمک فراوانی می کند. از دیدن این مکانهای زیبا و دلگشا لذت ببرید.


 

 

backyard garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugebackyard garden designs 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugecool garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugeelegant garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugeflower garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugefront garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden design 2013 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden design idea 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden design idea2 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden design labyrinth 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden design pictures 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden designs 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden designs 2012 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden designs idea 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden designs ideas 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden ideas 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden landscape 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden landscape design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugegarden patio 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugehouse garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugejapanese garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugejapanese garden designs 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugelandscape garden 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugelandscape garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugelandscape garden designs 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugemodern garden 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugemodern garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugemodern garden designs 2012 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugemodern garden design2 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugepatio design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugepeacock garden design 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugesimple garden designs 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugesmall garden design pictures 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugesmall garden designs 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugesmall garden designs ideas 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refugethailandese garden desihn 38 Garden Design Ideas Turning Your Home Into a Peaceful Refuge

 

Aloe Vera

صبر زرد (آلوئه ورا) همچنین: آلوورا
Aloe Vera

صبر زرد(شاخ بزی) گیاهی است علفی و چند ساله با برگ‌های ضخیم، گوشتی و دراز. حاشیه‌ برگ‌های آن کمی پیچ و خم‌دار و دارای تیغ است. گل‌های آن‌ به‌صورت خوشه‌ای زیبا در انتهای محور ساقه گل‌دار و به رنگ سبز مایل به زرد قرار دارند.
قسمت مورد استفاده صبر زرد، شیرابه به دست آمده از برگ‌های گیاه است که امکان دارد به صورت تازه غلیظ(خمیری) و یا خشک شده با رنگ‌های متفاوت زرد، زرد مایل به سبز، قهوه‌ای و یا قرمز مایل به سیاه باشد.
در سال‌های اخیر کشت صبر زرد، گونه‌ی Vera در ایران معمول گشته است. گرچه این گیاه با نقاط گرم و مرطوب سازگاری خوبی دارد، ولی در نقاط مختلف ایران کشت می‌شود.

مهم‌ترین اثرات گزارش شده صبر زرد
ضد آلرژی ، ضد سرطان، ضد میکروب، ضد قارچ، ضد ویروس، ضد آفتاب سوختگی، کاهش دهنده قند خون، مسهل، ضد کرم، ضد ورم، مرطوب کننده و نرم کننده، قاعده‌آور، ملین، مقوی معده و کبد.

تاریخچه
نقاشی‌هایی از صبر زرد، بر روی کنده‌کاری‌های دیوارهای معابد مصری دیده شده است. این معابد در هزاره چهارم قبل از میلاد بنا شده است. صبر زرد را که “گیاه جاودانگی” نام گرفته بود، به هنگام خاک سپاری، برای فراعنه هدیه می‌آوردند.
کتاب “The Egyptian Book of Remedies” (1500 سال قبل از میلاد مسیح) از کاربرد صبر زرد در درمان عفونت‌ها، معالجه پوست و تهیه داروهای ملین سخن گفته است. “دیسکورید”(فیزیک‌دان یونانی)، در سال ۷۴ پس از میلاد، صبر زرد را جهت التیام زخم، جلوگیری از ریزش مو ، درمان زخم‌های دستگاه تناسلی، و معالجه همورئید، مفید دانست.
بازرگانان عرب، در قرن ششم بعد از میلاد، این گیاه را به آسیا آوردند، و اسپانیایی‌ها آن را در قرن شانزدهم، از منطقه مدیترانه به برّ جدید (World New) بردند. در عصر جدید (۱۹۳۰) مصرف کلینیکی صبر زرد به منظور درمان التهاب پوست ناشی از اشعه ایکس آغاز شد.

آگهی آلوئه ورا در گلستان علی

آگهی آلوئه ورا در گلستان علی

ترکیبات مهم
گیاه، حاوی مشتقات هیدروکسی آنتراسن از جمله آلوئین‌های A2وB به میزان ۴۰- ۲۵درصد کل ترکیبات و مشتقات کرومون از جمله آلوئه رزین ۲A، B وC است.
ترکیبات مهم دیگر آلوئه شامل قندها از جمله: گلوکز، مانوز و سلولز، آنزیم‌ها از جمله: اکسیداز، آمیلاز و کاتالاز، همچنین ویتامین‌هایی نظیر: B1، B2، B6، C، E و اسید فولیک و مواد معدنی مانند: کلیسم، سدیم، منیزیم، روی، مس و کروم می‌باشند.

اثرات مهم
خاصیت اصلی صبر زرد، به عنوان یک مسهل قوی بوده و دارای خواص دیگری از جمله ضد ورم، ضد میکروب، التیام زخم‌ها، ضد آفتاب و ضد سوختگی می‌باشد.
ژل الوئه اثرات خوب و مفیدی بر روی سوختگی‌های معمولی، سوختگی‌های حاصل از اشعه، زخم‌ها و صدمات دیگر پوست دارد.
یکی از فرآورده‌های آلوئه، کرم‌های ‌هیدرو فیلیک تهیه شده از ۵/۰ درصد ژل آلوئه می‌باشد که در درمان پسوریازیس بسیار خوب است. همچنین ژل خوراکی آن برای زخم معده ، افراد مبتلا به ایدز و مبتلایان به آسم (مدت شش ماه) مصرف می شود.
تحقیقات اخیر، اثرات مثبت آن را در بیماران مبتلا به دیابت نشان داده است و آزمایش‌های انجام یافته بر روی موش‌ها اثرات مذکور را تایید کرده است. اثرات دیگر آلوئه شامل اثرات ضد سرطان و اسپرم‌کش آن است.
در سال‌های اخیر، ژل آلوئه به طور وسیع در محصولات آرایشی، بهداشتی و به خصوص در کشور آمریکا مصرف می‌شود. این ژل دارای خواص ضد ورم و ضد میکروبی است و مرطوب کننده مناسبی نیز محسوب می‌شود. صنایع غذایی آمریکا در محصولات خود از ژل آلوئه به عنوان ماده‌ای موثر در تناسب اندام و سلامتی بدن استفاده می‌کنند.

استفاده مستقیم از ژل گیاه
برای استفاده مستقیم از ژل آلوئه، می‌توان برگ‌های گیاه را قطع کرد. در محل قطع شده، ژل بی‌رنگی نمایان می شود که با فشردن برگ گوشتی گیاه، ژل بیرون می‌زند. می‌توان از این ژل به‌طور مستقیم جهت مرطوب کردن پوست، آفتاب سوختگی، زخم سوختگی‌های معمولی و نرم کردن اگزمای زیر چشم استفاده کرد. ژل به مرور زمان در معرض هوا تغییر رنگ داده و در نهایت به رنگ قرمز تیره(مایل به سیاه) در می‌آید.

روش آماده سازی و استفاده از برگ:
برای برداشتن ژل گیاه میتوانید آن را از سمت نوک برگ ببرید (بقیه ژلها در پوست خود برگ بهتر باقی میمانند). قسمت بریده شده را بشورید. پوست آن را جدا کنید. و بدنه‌ی ژلی شکل گیاه که مورد نظر مصرف کنندگان است مشاهده میشود

استفاده روی پوست:
برای استفاده روی پوست کافی است ژل به دست آمده را روی پوست بدن بمالید و مالش دهید تا جذب شود. ژل سریعا جذب میشود و نیاز به شستشو نیست.

استفاده از ژل برای خوردن:
مزه ژل آلوئه ورا بد نیست ولی میتوان قبل از خوردن ژل به دست آمده را شستشو داد تا مزه‌ای نداشته باشد. همچنین میتوان به آن شکر اضافه کرد. البته غذاها و دسرهای مختلفی از ژل آلوئه ورا درست میشود. میتوانید آن را قطعه قطعه کرد و شستشو داد و سپس به انواع سالادها، ژله‌های خوراکی و مارمالاد یا مربا اضافه کرده و نوش جان کنید. همچنین برای خوردن، کمپوتها و آب میوه‌های آلوئه ورا انتخاب راحتتری هستند.

نگهداری برگها:
برای نگهداری باقیمانده برگ، آن را در کاغذ پیچیده و در یخچال قرار دهید. معمولا چند ماه میتوان برگها را در دماهای خنک (بین صفر تا ۱۰درجه سانتیگراد) یا درون یخچالهای خانگی نگهداری کرد. (در دمای پایین سوخت و ساز برگ به حداقل میرسد و زوال و پیر شدن سلولها به تاخیر می‌افتد)

عوارض جانبی
خوردن بیش از حد ژل(مصرف روزانه یک گرم به مدت طولانی) ممکن است باعث عدم تعادل آب و الکترولیت‌‌های بدن، سقط جنین، زایمان زودرس، اسهال خونی و ضایعات کلیه شود. همچنین مصرف مقادیر بسیار زیاد آن ممکن است منجر به مرگ شود.

موارد منع مصرف
نباید از ژل در زمان تهوع، استفراغ ، دردهای شکمی، خونریزی مقعد و ضعف شدید استفاده کرد.
در زمان بارداری به غیر از دستور پزشک، مصرف آن ممنوع است.

نکات قابل توجه
- بیش از ۳۰۰ گونه آلوئه وجود دارد که مهم‌ترین آنها از نظر استفاده دارویی، آرایشی و بهداشتی، الوئه ورا (Aloe Vera) می‌باشد.
- منبع جغرافیایی دقیق آلوئه معلوم نیست، ولی به احتمال زیاد مربوط به مصر یا خاورمیانه می‌باشد.

- دکتر محمدحسین صالحی سورمقی- دکترای تخصصی فارماکوگنوزی- استاد دانشکده داروسازی تهران
منبع: tebyan.net

نام‌های فارسی: صبر زرد- شاخ‌بزی
نام‌های علمی: Aloe capenis, Aloe barbadensis, Aloe Vera
نام عربی: ‌الصبر (Alsaber)
خانواده: Liliaceae
نام انگلیسی:Aloe
نام فرانسوی:Aloes

خلاصه قسمت 30 تیر ماه ح ر ی م س ل ط ا ن

نامه یا نوشته ای از ابراهیم به دستِ سلیمان میرسه و سلیمان هم با خوندنِ خط به خطِ اون نامه حالِ بدی بهش دست میده و تمامِ روز رو با خودش کلنجار میره که با جاه طلبیِ ابراهیم که تا این حد زیاد شده چیکار باید بکنه !تصمیم بر اعدامش می گیره چون خیلی تو این چند وقت فکر کرده بود و حوادثِ اخیر هم رو این تصمیمش تاثیرِ زیادی داشتند !نمیدونه چطور باید ابراهیم رو اعدام کنه چون همیشه گفته بود که حافظِ جونشه !برای همین میره پیشِ جنابِ کادی ِ قاضی القضات !که تا به حال تا این حد نقشِ قاضی القضاتی رو پر رنگ ندیده بودیم که در هر کار و تصمیمی سلیمان خودش رو به اون وابسته نشون میده ! بر میگرده به بهش میگه میخوام یکیو اعدام کنم اما همیشه گفتم حافظِ جونشم !اونم میگه بهم وقت بده چند روز تا بهت بگم !بله !

بعدشم خرم همش داره در امورِ خیریه فعالیت میکنه و رابطه ی به ظاهر خوبی هم با شاه سلطان داره و رفته واسه افطاریِ خیریه دعوتش کرده !

خدیجه هم به ابراهیم گفته مثلِ اینکه خواهرم بیشتر از اینکه طرفِ ما باشه با خرمِ!اونم به یکی میگه که شاه سلطانو خبر کنن تا باهاش صحبت بکنه !

محمت هم وقتی می فهمه مهریماه بهش دروغ گفته و به جای صبح ،شب بچه شو سقط کردند خیلی ناراحت میشه و میاد باهاش بحث می کنه !اونم میگه به خاطرِ خودت اینکارو کردم (خب مهری ماه راست میگفته دیگه !)

مهریماه وقتی دید گِیراز آغا داره ماجرای سقطِ فرزندِ محمت رو برای عفیفه خاتون تعریف میکنه به عفیفه گفت که باید گیراز رو از قصر اخراج کنی !عفیفه هم رفت به خرم گفت که قضیه از این قرارِ من چیکار کنم ؟ خرم رفت و از مهری ماه توضیح خواست اونم به دروغ به مادرش گفت :گِیراز موضوعِ من و طاشلی جادی رو فهمیده بود برای همین باید از اینجا بره که خرم مجاب میشه !

فاطیما هم تو مانیسا خود کشی میکنه ..

طاشلی جادی هم به مانیسا رسید و همه چیز رو درباره ی گلزار برای مصطفی تعریف کرد و بهش گفت که سلیمان به حرفای ابراهیم اعتماد نکرد !مصطفی هم گفت :اگر غیر از این می شد تعجب می کردم :|

پر پشت کردن ابرو

ماساژ ابرو با روغن کرچک 2تا 3 هفته مکرر

2. ماساژ آب پیاز روی ابروها بطور مکرر

3. ماساژمخلوط روغن زیتون و روغن رزماری و قرص نعناع نرم شده

4. ماساژ ابرو با مسواک نرم: این کار ضمن تحریک فولیکول های مو از طریق افزایش جریان خون درآن ناحیه موجب حرکت دادن سلولهای مرده و باز کردن روزنه های مو ودر نهایت رشد مجدد ابرو میشود

5. لوسیون ماینوکسیدیل 2% شبی یک نوبت و ژل بتامتازون 10% روزی دو نوبت برای مدت 20 روز



آیا مکمل‌ها تاثیری در رشد ابروها دارند؟

اگر دوست دارید ابروهای‌تان سریع‌تر رشد کنند باید ویتامین‌های بیشتری به بدن‌تان برسانید. مولتی ویتامین‌هایی وجود دارند که می‌توانند رشد موهای بدن را افزایش دهند و سطح هورمون‌های بدن را در حد نرمال نگه دارند، مثلا خوردن روزانه کپسول ویتامین‌ E می‌تواند کمک فراوانی بکند. البته ویتامین‌های 3B، A و C هم می‌توانند بسیار موثر باشند. علاوه بر این‌ها ویتامین 6B هم می‌تواند در تقویت موها، پوست و ناخن‌ها تاثیر بسزایی داشته باشد، مصرف روزانه ویتامین ب‌کمپلکس که حاوی 100 میلی‌گرم 6B باشد می‌تواند بسیار موثر باشد.


سرم پوست چیست و آیا شما به آن نیاز دارید ؟





اسم سرم را زیاد شنیده اید ، سرم های تقویت کننده ، مرطوب کننده ، ضد چروک و … اما تفاوت سرم با کرم در چیست ؟ چه زمانی باید از هر کدام از آنها استفاده کنیم ؟


شما برای مراقبت از پوستتان محصولاتی را میخرید و مقالات زیادی در مورد آخرین و بهترین محصولات محافظ پوست میخوانید، حتما درباره سرم ها هم زیاد شنیده اید !! اما … دقیقا سرم چیست؟ و از همه مهمتر، آیا شما باید از آن استفاده کنید؟
شیمیدانان متخصص لوازم آرایشی و بهداشتی و متخصصین پوست معتقدند که سرم از یک کرم مرطوب کننده ساده بسیار موثرتر میباشد البته این به نوع سرم و نحوه استفاده آن بستگی دارد :
سرم های غلیظ دارای مواد تشکیل دهنده فعالی هستند، به طوری که قادرند نسبت به کرم عمیقتر جذب پوست شوند , به همین دلیل این محصولات برای برطرف کردن مشکلات خاصی مانند قرمزی، آکنه و لکه های پوستی بسیار ایده آل میباشند , به عنوان مثال، مبتلایان به روزاسه میتوانند یک سرم حاوی ازوولن (azulene) را برای آرام شدن پوستشان امتحان کنند .

این سرم ها برای پوستهای چربی که با کرم های سنگین سازگار نیستند , بسیار مناسب میباشد . چون بیشتر این سرم ها با پایه آب هستند (یعنی ضد گرفتگی منافذ خواهند بود ) و این آنها را برای پوستهای چرب ایده آل می کند !!

برای پوستهای خشک و معمولی میتوان قبل از استفاده از کرم مرطوب کننده , چندلایه از این سرم را استفاده کرد .
به عنوان مثال، ویتامین C سرمیست که برای روشن کردن لکه های قهوه ای بسیار مناسب است و به پوست درخشش و جوانی خاصی میبخشد ، اما ویتامین C به اندازه کافی در یک کرم وجود ندارد تا بتوانیم تاثیر آن را بر روی پوست خود ببینیم به همین دلیل بهتر است برای جبران آن از سرم استفاده کنیم .
درست است که سرمهای غلیظتر به نسبت گرانتر نیز میباشند اما از آنجا که در هربار مصرف شما فقط یکی دوقطره از آن را استفاده میکنید ( مصرف بیش از حد آن باعث چسبندگی میشود) مدت زمان زیادی طول میکشد تا این سرم تمام شود , پس از نظر هزینه نیز به صرفه میباشد .

بنابراین، برمیگردیم به سوال اصلی : آیا شما به سرم نیاز دارید ؟
من می گویم اگر شما میخواهید یک برنامه خوب برای مراقبت از پوست فعلی خود داشته باشید و پوستتان سالم و زیبا باشد حتما استفاده از این سرم ها را شروع کنید , قطعا ارزش این را دارد که یکی از آنها را امتحان کنید .